يحيى دولت آبادى

112

حيات يحيى ( فارسى )

و جعفر قليخان از مردم آنجا بدولت ياغى شده از مسافرين باج راه ميگيرند و اشخاص فتنه‌جوى شهرى هم با آنها بيرابطه نميباشند . در اينوقت حكومت اصفهان بسردار جنگ نصير خان بختيارى داده شده و او تعهد كرده است ياغيان اطراف اصفهان را قلع و قمع نمايد رؤساى ديگر بختيارى هم براى كمك نمودن به او يا بر حسب قراردادى كه باهم دارند براى شركت كردن در غنيمتهائى كه بدست بيايد در اصفهان جمع شده‌اند . خلاصه روز ششم ماه رمضان يكهزار و سيصد و سى و هفت ( 1337 ) هجرى است باصفهان وارد شده برادر بزرگتر از خود و برادرزادگان و خويشاوندانى كه بسيارى از آنها را مخصوصا جوانانشان را بيمعرفى نميشناسم ملاقات نموده از ديدارشان خوشحال ميگردم . و اما شهر اصفهان - قسمت شمالى آن از آنچه سى سال پيش ديده بودم ويران‌تر شده است و قسمت جنوبيش كه بالنسبه آب داشته است آبادتر گشته است عمارتها دكانها و مغازه‌ها به طرز جديد ساخته شده است و در خيابان بزرگ چهارباغ كه وقتى مهمترين خيابانهاى دنيا بوده است و از آثار قديم آن چيزى كه باقيست مدرسه چهارباغ است و باقى ويرانه گشته است مخصوصا در مدت طولانى حكومت مسعود ميرزاى قاجار ظل السلطان كه در محو كردن آثار تمدن عهد صفويه تعمد داشته است و نگارنده در طفوليت باقيمانده از آثار آبادى قديم اين چهارباغ را ديده بودم بهرصورت در سالهاى آخر خواسته‌اند آنجا را از صورت خرابى و ويرانى كه داشته در آورند تصرفاتى در وضع خيابان سازى و بناهاى آن كرده‌اند كه ايكاش نميكردند و به صورت قديم آن آن را مرمت مينمودند بارى در ميان گرد و خاك شديد كه باقتضاى فصل و بواسطهء كم آبى از كوچه و برزن و خيابانهاى اصفهان بلند است دسته‌دسته جوانان فرنگى مآب با لباسهاى فاخر ديده ميشوند گردش‌كنان ميروند و پيوسته از جامه‌ها و چشمان و دهان خويش دفاع مينمايند اما چون عادت نموده و ضد آن را نديده‌اند چندان متأثر نميباشند . آثار تمدن تازه در اين شهر قديم بقدرى عاريه به نظر ميايد كه گوئى مرغى است در هواى شهر در پرواز گاهى هوس مىكند فرود آيد چون نزديك مىشود فرودگاهى